صدا و سیما، اشکالات ساختاری یا انحصار مدیریتی یا هر دو (جمع بندی نظرات)

 مطلب ذیل، جمع بندی یکی از بحث های صورت گرفته میان پژوهشگران مسائل اجتماعی در فضای مجازی پیرامون موضوع یادداشت انتقادی وحید جلیلی درباره سریال «عروس تاریکی» است. عروس تاریکی سریالی ایرانی بود که پس از تغییر نام به «بوی باران» در تابستان ۱۳۹۸ شب ها از شبکه یک سیما پخش می شد. این مطلب انتقادی سرآغاز بحث های تفصیلی در فضای مجازی پیرامون مدیریت و ساختار سازمان صدا و سیما، مسئولان فرهنگی بیت رهبری و سوابق و نقش ایشان در مسائل فرهنگی کشور و مسائلی از این دست بود، که واکنش های متعددی را در طول هفته ها بحث و اظهارنظر به دنبال داشت. در ادامه خلاصه ای از مباحث مطرح شده در فضای مجازی و نظرات کاربران شرکت کننده در بحث خواهد آمد.

سرآغاز (انتقادات وحید جلیلی از صدا و سیما)

ماجرا از بازنشر یادداشتی انتقادی از وحید جلیلی فعال فرهنگی و از مجریان جشنواره سینمایی عمار آغاز شد. او روز ۱۹ مرداد در جشن سالانه انجمن فیلم‌سازان انقلاب اسلامی پشت تریبون رفت تا پیرامون موفقیت‌ها و چالش‌های فیلم‌سازی «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» سخن بگوید. او در این سخنرانی انتقادات بسیار تندی به عملکرد مدیران صداوسیما صورت داد. نقد او بر پایه سریال «بوی باران» بود که خود در روزهای پخشش از شبکه یک سیما، جنجال 

های زیادی را در فضای رسانه ای و اجتماعی کشور پدید آورده بود. به گفته جلیلی این سریال ۱۵ میلیارد تومان خرج برداشته و چهره سیاهی از ایران به نمایش گذاشته است که این نمی تواند ناشی از یک خبط ساده و سهوی باشد. او همچنین انتقاداتی را متوجه عباس نعمتی کارگردان این سریال ساخت.

پس از سخنرانی جلیلی، عباس نعمتی، با انتشار یادداشتی به سخنان جلیلی پاسخ داد. چند روز بعد یادداشتی با عنوان «این گروه خشن» که در واقع کامل شده سخنرانی جلیلی در مشهد بود، از سوی خبرگزاری فارس منتشر شد که در برخی وب سایت‌ها بازنشر گردید. او در این یادداشت ضمن انتقاد شدید از مدیران سازمان صداوسیما و افراد بانفوذ در این سازمان، از حسین محمدی(عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون بررسی بیت رهبری) و سته تن دیگر از مسئولان صداوسیما از جمله مرتضی میرباقری (معاون سیما)، عزت الله ضرغامی (رییس پیشین سازمان)، 

علی عسکری (رییس سازمان صداوسیما) با تعابیر «باند قدرت» و «گروه مافیا» نام می برد که به گفته او بچه های یک مدرسه در یکی از محله های پایین شهر تهران بودند. او آنگاه این گروه را متهم می کند که با هم «هم قسم شده اند که نگذارند مدیریت رسانه ملی از چنگ بچه‌های خانی‌آباد و نازی‌آباد خارج‌ شده و به دست دشمنان اسلام بیفتد!» اما نکته مهم تری که جلیلی به آن اشاره می کند سردمداری ۲۶ ساله این تیم بر صدا و سیما و صرف بودجه هزاران میلیارد تومانی و ۳۰  سال تجربه است که نتیجه آن سریالی مانند «عروس تاریکی» شده است که دارای اشکالات فراوان است. 

تیم فرهنگی بیت رهبری

یکی از افرادی که در نامه انتقادی وحید جلیلی به او اشاره شده است، حسین محمدی (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون بررسی بیت رهبری) است که به عقیده برخی سیاستگذاری بخش فرهنگی بیت رهبری بر محور او می چرخد. جلیلی از حسین محمدی و سته تن دیگر از مسئولان صداوسیما از جمله مرتضی میرباقری (معاون سیما)، عزت الله ضرغامی (رییس پیشین سازمان)، علی عسکری (رییس سازمان 

صداوسیما) با تعابیر «باند قدرت» و «گروه مافیا» نام می برد که به گفته او بچه های یک مدرسه در یکی از محله های پایین شهر تهران بودند. 

او آنگاه این گروه را متهم می کند که با هم «هم قسم شده اند که نگذارند مدیریت رسانه ملی از چنگ بچه‌های خانی‌آباد و نازی‌آباد خارج‌ شده و به دست دشمنان اسلام بیفتد!» اما نکته مهم تری که جلیلی به آن اشاره می کند سردمداری۲6 ساله این تیم بر صدا و سیما و صرف بودجه هزاران میلیارد تومانی و ۳۰  سال تجربه است که نتیجه آن سریالی مانند «عروس تاریکی» شده است که دارای اشکالات فراوان است.

طرد نیروهای حزب اللهی و جذب نیروهای مخالف نظام

یکی از انتقادات وحید جلیلی به صدا و سیما پیرامون طرد تفکر و نیروهای حزب اللهی و انقلابی از سازمان صدا و سیما و در مقابل جذب نیروهایی است که به عقیده او کارنامه تاریکی در مخالفت با نظام دارند. به گفته جلیلی برخی از این افراد فیلم هایی ساخته اند که به دلیل توهین به انقلاب اسلامی توقیف شده اما از سوی معاونت سیمای سازمان و صدا و سیما بودجه 7 میلیارد تومانی برای ساخت سریالی به وی داده می شود که از نظر کارشناسان ضعیف و کم مخاطب بوده است. همین فرد سریال دیگری با بودجه میلیاردی برای صدا و سیما ساخته است که مورد تقدیر سفیر انگلیس در ایران هم قرار می گیرد. از نظر جلیلی اراده ای جدی برای مقابله با این وضع موجود در سازمان وجود ندارد و دلیل آن هم رفیق بازی و باندبازی و ترجیح مصلت دوستان بر انقلاب اسلامی است.

مسامحه در پیگیری رهنمودهای رهبری درباره صدا و سیما

جلیلی در سومین یادداشت 5 هزار کلمه ای خود با انتقاد از پاسخ صفار هرندی به سخنانش، آن را فاقد پاسخ به انتقادات خود دانست که بدون توجه به استدلال ها و دغدغه های مطرح شده، منتقد را فردی ناچیز بخواند که نقدش درست نبوده است. جلیلی در این یادداشت ضمن انتقاد دوباره از تیم مدیریتی که 26 سال است سکان هدایت صدا و سیما را بر عخده گرفته اند، معتقد است اشکالی که در کار است این است که در پیگیری رهنمودهای رهبری چه در بین مدیران و چه در بین ناظران صدا و سیما مسامحه می شود. 

او می گوید که بحث بر سر بدبودن مسئولان فرهنگی بیت رهبری و یا اینکه آنها باید برکنار شوند نیست... بحث اینجاست که این افراد باید تعارف ها را کنار گذاشته و بدانند که افرادی هستند که می توانند راهبردهای رهبری را محقق کنند. نه اینکه چون کسی تا کنون این راهبردها را محقق نکرده، گمان کنند هیچ عنصر دیگری قادر به این کار نیست و لذا یا به این نتیجه برسند که راهبردهای رهبری اشتباه است، یا باید همین وضع موجود را توجیه کرد و حتی آن را منتسب به رهبری نمود. از نظر جلیلی رفتار برخی مدیران ارشد رسانه ملی با نیروهای انقلابی سخت و کم توجه و با نیروهای غیرانقلابی و غربزده از سر انفعال است. جلیلی معتقد است باید مطالبه ای عمومی و جدی برای تحقق رسانه ملی ایده آل و انقلابی شکل بگیرد تا مسئولان صدا و سیما نتوانند به بهانه‌های گوناگون در انجام مأموریت‌هایشان سهل انگاری کنند و نیز در برابر عده ای که جلیلی آنان را «اقلیت زیاده خواه بی هویت نوکیسه روشنفکرمآبی» می داند که سعی دارند مدیریت رسانه ملی را منفعل کند، وا ندهند.

واکنش ها به انتقادات جلیلی

این سخنان وحید جلیلی واکنش های متعددی را در سطوح مختلف مدیریتی، دانشگاهی و رسانه ای کشور به دنبال داشت. به طور خاص نام بردن جلیلی از افرادی نظیر حسین محمدی که از شخصیت های فرهنگی کلیدی در دفتر رهبری است، باعث شد شاهد یادداشت‌هایی از حسین صفار هرندی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهدی محمدی نویسنده کیهان و وطن امروز و یاسر جبرائیلی روزنامه نگار و تحلیلگیر در حمایت از مواضع و رویکردهای بخش فرهنگی بیت رهبری با محوریت حسین محمدی باشیم. همگی این چهره‌ها به درستی بر وفاداری، خدمت صادقانه و سلامت و فعالیت مجاهدانه حسین محمدی و حمایتش از حلقه‌های انقلابی تأکید کردند.

در این میان برخی کارشناسان با اشاره به نزدیکی افرادی مثل محمدی به رهبر انقلاب و شناخت کامل رهبری از وی، انتقادات تندی علیه وی را به کلی باطل و نادرست دانستند. برخی دیگر نیز این انتقادات از افراد منتسب به بیت رهبری را «آب در آسیاب دشمن ریختن» خوانده و معتقد بودند این سخنان باعث سوءاستفاده رسانه های معاند می شود و به تضعیف دفتر رهبر انقلاب می انجامد. برخی نیز به دلیل انتساب برخی از این افراد به رهبر انقلاب، انتقاد از آن ها را باعث وهن و تضعیف رهبری دانستند. اما در مقابل معتقدند نبایست با قداست بخشی به برخی جایگاه ها و افراد، باعث مصونیت ایشان و مانع از شفافیت و پاسخگویی آن ها در قبال مسئولیت هایشان شد.

گروههای متنوعی از اهالی رسانه و دانشگاه نیز دامنه این انتقادات را به سوی صدا و سیما و ساختار و مدیریت آن کشاندند و به ارائه نقدها و پیشنهادهای برای اصلاح این سازمان پرداختند. 

 

واکنش پژوهشگران علوم اجتماعی در فضای مجازی

نقطه آغازی بر تغییرات رسانه ملی

در اولین واکنش به سخنان جلیلی یکی از کاربران این یادداشت وی را به فال نیک گرفت، و با اشاره به یادداشت های انتقادی پیشین جلیلی پیرامون حوزه هنری و سازمان تبلیغات که گرچه دیر فهمیده شد، اما منجر به تغییراتی در سطح مدیریت و رویکردهای این سازمان ها شد، ابراز امیدواری کرد این یادداشت وی نیز سرآغاز تحولات جدی در صدا و سیما گردد. کاربری دیگر با تصدیق سخنان جلیلی این ماجرا را موضوع مهمی دانست که می تواند شاه کلیدی برای تغییر رویه های سیاستگذاری در حوزه فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران باشد. 

دامنه حضور نیروهای حزب اللهی در رسانه ملی

از نظر یکی از کاربران، مهمترین اشکال حلقه برنامه های نمایشی سیما به مبدا این نوع نگاه یعنی حسین محمدی برمی گردد. از نظر این کاربر، تئوری این حلقه این است که حزب اللهی ها کار بلد نیستند، لذا به آنها میدان نمی دهیم. اما دیگران هر چیزی بسازند، بلدند و باید به آن ها میدان داد. کاربری معتقد است حلقه مذکور به توصیه های رهبری  درباره صدا و سیما توجه نکرده و با اجتهاد شخصی فهم خودشان را ولو خلاف دستورات صریح رهبری باشد، انجام می دهند و به دلیل حزب اللهی دانستن خود و انتساب به رهبری، به سایر حزب اللهی ها که ممکن است از ایشان بیشتر بفهمند یا نگاه انتقادی داشته باشند، میدان نمی دهند. چون از نگاه آنها این رفتارها، برند حزب اللهی این حلقه را خراب می کند. در چنین شرایطی دادن راهکار و ابراز انتقادات بی فایده خواهد بود. برخلاف نظرات پیشین، یکی از کاربران به حضور چشمگیر حزب اللهی ها با دغدغه های جدی در سطوح مختلف مدیریتی سازمان صدا و سیما، خاصه مدیران میانی، اشاره کرد که البته چندان نیز در پیگیری های دغدغه ها و ادعاهایشان موفق نبوده اند.

ساختار غلط سازمان صدا و سیما

 یکی از کاربران با تایید انتقادات به صداوسیما نوع افراد تصمیم ساز در سازمان، بازنگری در فرآیندها و سازوکارها، شفاف سازی و مکانیسم انتصابات در سازمان را دارای اهمیت دانست. در ادامه انتقادات به سریال بوی باران، یکی از کاربران با اشاره به سابقه خوب عباس نعمتی کارگردان این سریال در دوران دانشجویی، دقت در فرآیندهایی را که منجر به پدیدآمدن چنین تغییراتی در افراد مرتبط با سازمان صدا و سیما می شود، مهم دانسته و بیان داشت که «ما تاثیر ساختارهای غلط سازمان را نادیده می گیریم». وی با بیان اینکه ساختارهای بد در تمامی بخش های اداری کشور وجود دارند و کسی هم تاکنون قادر به اصلاح آن نبوده، توقعات اصلاح ساختاری از کارمندان صدا و سیما را بیجا و نادرست می داند.

در این میان برخی کارشناسان به دلیل وجود مشکلات ساختاری در ایران معتقدند همه تغییرات از تغییر افراد شروع می شود. چرا که غالب مدیران باسابقه طولانی، حامیان جدی ساختار معیوب فعلی هستند و از تحول پرهیز می کنند. لذا  تحول در ساختار و برنامه سازمان صدا و سیما نیز جز با تغییر افراد محقق نمی شود.

تغییرات ساختار ایجابی و سلبی 

یکی از کاربران برای اصلاح ساختار سازمان هایی مثل صدا و سیما و آموزش و پرورش و ...  به مدل امام خمینی برای تغییر و تحول نظام سیاسی ایران اشاره نمود که براساس آن برای تحول در یک ساختار باید هم کار ایجابی کرد و هم کار سلبی.  از یک طرف باید به دنبال ساختن مدل های کوچک و تبیین و معرفی آن ها به جامعه بود و در آن ها شاخص های مورد نظر را در نظر گرفت و از طرفی با همه شاخصه های لازم به یک مبارزه همه جانبه علیه ساختارهای غلط موجود پرداخت؛ مثل مردمی کردن این مبارزه که می تواند در فضاهای مختلف تعاریف و مصادیق خاص خودش را داشته باشد.

مدیریت انحصاری در سازمان صدا و سیما

از نقدهای جدی صورت گرفته به سازمان صداوسیما، مدیریت انحصاری در رده های کلان این سازمان است که البته با نگاهی تمدنی به این موضوع، می توان گفت که به طور کلی در سیستم اداری کشور سیستم مدیریتی در حلقه بسته ای از دوستان و آشنایان و فامیل محدود می شود و در این میان فرقی میان صدا و سیما و سایر نهادها از حیث وجود حلقه بسته و روابط دوستانه و بعضا فامیلی قدیمی، ناکارآمدی، دور بودن از دغدغه های مردم و ... وجود ندارد.

برخی کاربران معتقدند موضوع برنامه های نمایشی در رسانه ملی توسط حلقه ای کاملا بسته مدیریت می شود و امکان ورود هر کسی به این دایره نیست. با توجه به این موضوع، باید برای مدیران سازمان «گزینه سازی»کرده و دایره انتخاب آنها را گسترش دهیم؛ در غیر اینصورت اتفاقی نخواهد افتاد. نمونه ای از این مدیریت انحصاری «مرتضی میرباقری» معاون سیمای سازمان است. او که در دوران ریاست لاریجانی بر صداوسیما نیز به مدت 5 سال معاون سیمای وی بود، اکنون و در دوران ریاست علی عسکری نیز وی 4 سال است که مسئولیت همین معاونت را بر عهده دارد و به عقیده برخی کارشناسان پیرامون فعالیتش پاسخگوی افکار عمومی نیز نیست. 

ساختار معیوب تهیه کنندگان 

دسته ای کارشناسان حفظ ساختار معیوب تهیه‌کنندگان را یکی از آسیب های بزرگ سازمان صدا و سیما می دانند. به عقیده ایشان سریال سازی در صدا و سیما با سه لایه‌ سخت مواجه است. لایه اول تهیه کنندگانی هستند که به صورت هسته‌های بسیار سخت سیطره عجیبی و طولانی بر سازمان صدا و سیما دارند و از تهیه کنندگان سریال‌های الف و الف ویژه (با بودجه‌های میلیاردی) هستند که نمونه اش کارگردان سریال «بوی باران» محمدرضا تخت کشیان است. از نظر این دسته از کارشناسان علت واقعی عدم تغییر ساختار و محتوای تولیدات سیما، حلقه مشخصی از تهیه‌کنندگان هستند. لایه دیگری که در تولیدات نمایشی انحصار بوجود آورده گروه موسوم به «سیمافیلمی‌ها» است. اخیرا طی حکمی یک شورای بالادستی فراتر از سیمافیلم با عنوان شورای غنی‌سازی فیلم و سریال توسط مرتضی میرباقری تشکیل شده که تمامی این افراد مذکور در آن حضور دارند. و در نهایت آخرین لایه مهمی که وجود دارد، مجموعه مدیرانی است که از این افراد، همچنان حمایت می‌کنند.

وضعیت بودجه صدا و سیما

در یکی از نظرات گفته شد که در سازمان صدا و سیما مدل تصویب بودجه برای برنامه ها بدین صورت است که «چند نفر خاص در یک اتاق خاص می نشینند و بر اساس ذهنیات خاص الخاص خود بودجه ها را تنظیم می کنند.» یکی از کاربران با بیان خاطره ای از رئیس پیشین صدا و سیما بیان داشت که وی خود را فقط در مقابل رهبری پاسخگو می دانست و حتی حاضر به پاسخگویی به شورای نظارت بر صدا و سیما هم نبود. به نظر وی در چنین شرایطی دولت نیز با گروکشی بودجه تلاش می کند به عنوان عضو مشروع شورای نظارت حرفش را به کرسی بنشاند. از سوی دیگر نماینده های پارلمانی و استانی سازمان صدا و سیما در راهروهای مجلس شورای اسلامی به دنبال لابی با نماینده ها و فروختن آنتن به آن ها هستند و نتیجه همین چیزی می شود که اکنون شاهد آن هستیم.

در نظری دیگر یکی از کاربران با اشاره به «وابستگی اقتصاد صدا و سیما بر درآمد تبلیغاتی برای پرداخت حقوق نیروهای بیکار ستادی» آن را از عوامل مشکل آفرین این سازمان دانست. برای نمونه به گلایه مدیر شبکه پویا از میزان و نوع پیام های بازرگانی پخش شده در شبکه تحت مدیرتش اشاره شد که به منظور تامین بخشی از بودجه موردنظر سازمان صورت می گیرد.

نیاز به ساختاری موازی با صدا وسیما

برخی کارشناسان تاکید دارند که برای برون رفت از وضعیت فعلی نیاز به ساختاری موازی با سازمان صدا و سیما و نیز فرد منحصر به فرد داریم. علت تاکید بر ساختار مواز ی نیز به این دلیل است که به وسیله آن هم می توان به راحتی از عاملان که ساختارها را برای مدت طولانی تصاحب کرده اند عبور کرد؛ هم از ساختار ناکارآمد.

مسئولیت ستاد امر به معروف و نهی از منکر در قبال رسانه ملی

وحید جلیلی در ادامه نامه‌نگاری‌های خود، نامه‌ای خطاب به حجه الاسلام والمسلمین صدیقی رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر نوشت، و طی آن از او خواست که اگر می‌خواهد که این واجب شرعی جان تازه‌ای بگیرد، در نقد و آسیب‌شناسی رسانه ملی او را همراهی کند. در واکنش به این نامه یکی از کاربران گروه مسائل اجتماعی ایرانی نکات مهم و قابل توجهی پیرامون این نامه و اهمیت آن احصا نمود که در نوع خودش افق تازه ای به ستاد امر به معروف و نهی از منکر و فعالیت های آن می گشاید. این نکات به شرح زیر است: 

۱- اولویت قائل شدن ستاد برای امر به معروف و نهی از منکرها و محدودنشدن به امور جزئی و متعارف. 

۲- امر به معروف و نهی از منکر مدیران و مسئولان باید اولویت اصلی باشد. 

 ۳- بررسی ثمرات و نتایج برنامه های صداوسیما در زندگی و روح و روان مردم توسط تیمی در ستاد و واکنش به نکات ضعف و سیاه نمایی ها و ترس و اضطرابی که به مخاطبان انتقال داده می شود.

۴- بالابردن سطح انتظارات و توقعات از ستاد امر به معروف و سوق دادن آن از نگاه سنتی و متعارف کنونی به سطح  درگیری ها و چالشهای کلان نظام اسلامی و فعالیت در حوزه جنگ نرم و مواجهه با نقشه های بین المللی.

۵- ستاد باید مسئولیت پیگیری مطالبات ولی فقیه یا ولی امر از مسئولان و ادارات را نیز برعهده بگیرد؛ به عبارت اگر مطالبه یا امر صریح ولی فقیه از مسئولان و ادارات زمین بماند، ستاد امر به معروف مدیران یا دستگاهها را امر به معروف یا نهی از منکر کند.

مسئولیت با رهبری است!

یکی از مسائلی که در نامه جلیلی بسیار مورد انتقاد قرار گرفته، ربط دادن سریال «بوی باران» به رهبری و بیان این نکته است که این سریال به سفارش شخص رهبری ساخته‌ شده و حتی جزئیاتش را هم با شخص ایشان هماهنگ کرده‌اند. اما جلیلی با اشاره به یکی از سخنان آیت الله خامنه ای در 23 فروردین 1375 که در آن پیرامون فیلم ها و سریال های ایرانی اظهارنظر کرده اند، می گوید که از نظر رهبری وجود گریه و ناله و ناراحتی زیاد و رواج آن در فیلم های ایرانی نشان از وجود مشکل و عیب در کار فیلمسازان ماست. جلیلی با استناد به این بخش از سخنان رهبری که می فرمایند : «فیلم و نمایشنامه‌ى ایرانى را از حوادث آشفته‌کننده و برانگیزاننده‌ى ذهن و حالت سوهان براى روح، خالى کنید... بااینکه مکرّراً، هم به جمع آقایان عضو صدا و سیما گفته‌ام و هم به برادرانى که به امور فیلمسازى اشتغال دارند، ولى نمى‌دانم چرا این مسأله‌ى مهم رعایت نمى‌شود...» هزینه 15 میلیاردی برای سریال «بوی باران» را که از نظر او یک سریال «سادیستی افسارگسیخته» است، کار بسیار غلطی می داند که برخلاف ادعای دست اندرکاران کار، که مدعی تایید رهبری بر این کار هستند، در مخالفت تمام با تاکیدات و دستورات رهبری پیرامون ساخت فیلم و سریال می باشد.

واکنش کاربران

در تایید این بخش از سخنان جلیلی گفته شد که مشکل از آنجاست که تمامی مسوولین کشور از وزرا و رئیس جمهور تا منصوبین رهبری هنگام ارتکاب خطاهای فاحش به جای مسوولیت پذیری، پاسخگویی را متوجه شخص رهبری می کنند. اما هرکسی در هر مقامی در پیشگاه الهی باید پاسخگو باشد و حداقل شهامت را در پذیرش مسوولیت خطاهای خود را داشته باشد.

آسیب شناسی تیم کشی توسط مدیران فرهنگی

نکته مهمی که وجود دارد انتخاب تیم کاری از سوی مدیران فرهنگی و قدرت تامۀ آنها است. به نظر می رسد هر مدیر فرهنگی، باید اجازۀ تغییر تعداد محدودی از قواعد، افراد و گزینه ها را داشته باشد و باید با همان میزان محدود تغییرات کار کند. اما مشکلی که در حال حاضر وجود دارد یک مدیر، ولو حزب اللهی و متعهد، تنها کاری که نمی کند کار کردن با افراد سابق هست. خب اگر مدیر حزب اللهی است، باید بتواند با افراد سابق کار کند و فطرت آنها را بیدار کند تا در راستای آرمان های انقلاب کار کنند. اما خب گزینۀ راحت تر اینه که مدیر، با قدرت فائقه ای که دارد، افراد قبلی را بیرون می ریزد و افراد جدیدی را می آورد. و البته در آوردنِ این افراد جدید بر سرِ کار، تا جایی که موافق میل ما باشد، او را ترغیب، تشویق و تهییج می کنیم. اما بعدها که این مدیر با تکیه بر این قدرت فائقه ای که خودمان (در ماجرای زدن و بیرون کردنِ جریان رقیب) به او داده ایم، مشکل زا می شود، صدایمان در می آید.

پیشنهادهای عملیاتی برای تغییر در  ساختار سازمان

پیشنهادهای عملیاتی زیر برای تغییر در سازمان صدا و سیما توسط یکی از کاربران مطرح شده است:

۱-   یک هیئت امنا توسط رهبری بالای سر رئیس سازمان نصب شود که واقعا قدرت نظارت و بازخواست داشته باشد

۲-    یک نهاد تنظیم کننده (رگولاتور) رسانه در کشور ایجاد شود که هم سازمان صدا و سیما و هم دیگر رسانه ها را رگولاتوری کند

۳-     درامد صدا و سیما به جای تبلیغات به آبونمان عمومی تغییر یابد.

۴-    عمده پرسنل ناکارامد سازمان مرخص شوند و حقوق ماهانه شان، منهای پاداش و اضافه کار، در منزلشان پرداخت شود تا سازمان از این حجم نیروی زاید و پرهزینه خلاص شود.

۵-   دو سه شبکه اصلی تحت اداره خود سازمان به عنوان رسانه اصلی نظام بماند و اجازه ایجاد شبکه های تولید محتوا تحت رگولاتوری فوق الذکر داده شود 

۶-   قانونی برای اداره سازمان با توجه به موارد فوق تصویب شود.

۷-   پیشنهاد آخر هم این است که ازآنجایی که امکان اجرای اغلب یا همه موارد فوق به دلیل عدم وجود قدرت و جزم کافی در کشور در حال حاضر فراهم نیست، نیروهای حزب اللهی باید به روش های انقلابی در شبکه های سیما ورود کرده و در حد توان بخشی از ضعف ها را پوشش دهند و سعی کنند محتوای قابل قبول تری پخش شود.

منابع (و برای مطالعه بیشتر)

۱- انتقادات تند وحید جلیلی از صداوسیما و «بوی باران»

۲- نامه رییس سازمان اوج به وحید جلیلی

۳- اولین یادداشت جلیلی: این گروه خشن! تاملی در علل ناکارآمدی در رسانه ملی به بهانه سریال سادیستی عروس تاریکی.

۴- دومین یادداشت جلیلی: اندر باب “نقد پر ثمر” و کشتن گربه دم حجله “عروس تاریکی”/گفت‌وگویی بر سر راه‌های اصلاح و کارآمدترشدن رسانه ملی.

۵- نامه وحید جلیلی به رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر.

۶- سومین یادداشت جلیلی: خود سلامت چیست جز ترک سلامت داشتن.

۷- پاسخ صریح سجاد صفارهرندی به وحید جلیلی

مشارکت
این مقاله مفید بود؟ رای‌ها: 2
جزئیات مقاله
آخرین به روز‌رسانی در: 17:16 1398/08/22
آخرین به روزرسانی توسط: (MohammadReza)
تاریخ انتشار: 13:23 1398/07/13
مقاله را به اشتراک بگذارید: 
نویسنده: admin
لینک ثابت: http://wiki.andishevarz.com/kb/892505
مقالات پیشنهادی