عادی سازی اماراتی - اسرائیلی در زمینه ای گسترده تر: چشم انداز و پاسخ های احتمالی ایران

نویسنده: حسین احمدیان

مرکز مطالعات الجزیره

10 سپتامبر 2020

 

در 13 آگوست 2020 اعلام خبر عادی سازی روابط اسرائیل و امارات، شوک جدیدی به ایران وارد کرد. همزمانی این خبر با مناقشه اخیر ایران و آمریکا در سازمان ملل بر سر تمدید تحریم تسلیحاتی ایران که با شکست آمریکا پایان یافت، آن را به بخشی از درگیری بزرگتری تبدیل کرد که یک سوی آن ایران و محور مقاومت و سوی دیگر آن آمریکا و پروکسی های آن قرار دارند. تهران واکنش های تندی به این عادی سازی نشان داد. این مقاله در تلاش است با تمرکز بر یک سوال دوبعدی، چشم انداز ایران و پاسخ های احتمالی تهران به توافق امارات و اسرائیل را تشریح کند: با توجه به مناقشات منطقه ای و بین المللی میان ایران و متحدانش از یک سو و ایالات متحده و شرکای آن از سوی دیگر، جایگاه این توافق در محاسبات تهران کجاست؟

 طرح ریزی های نبرد بین المللی

پس از خروج از توافق هسته ای در ماه مه 2018 دولت ترامپ سیاست فشار حداکثری را اعمال کرد تا ایران را مجبور به پذیرش آنچه مورد نیاز آمریکایی ها بود بکند. واشنگتن هنگام خروج از توافق توجه خاصی به متحدانش نکرد و استدلال های طرف اروپایی در منصرف کردن رئیس جمهور آمریکا از پافشاری در نابودی توافق نتیجه ای درپی نداشت. سیاست ترامپ مبتنی بر این بود که می توان با اعمال فشار بر ایران، رفتارش را مطابق با دیدگاه آمریکا تغییر داد. لذا تهران را بین دو گزینه عقب نشینی یا رویارویی با سقوط مخیّر گذاشت.

با این حال مقاومت فعالی که ایران از خود نشان داد، درک آمریکایی ها از پیامدهای فشار بر ایران را تغییر داد و نشانه های آن در کاهش تدریجی التزامات هسته ای در مه 2019 و هدف قراردادن پهپاد پیشرفته آمریکایی در ژوئن همان سال نمایان شد. روشن است که هزینه انتخاباتی مقاومت موثر ایران در برابر ترامپ نقش موثری در تغییر سیاست وی داشت.

تغییر آمریکایی دو شکل منطقه ای و بین المللی داشت که اولی بر توازن قوی روی زمین تمرکز داشت و دومی اجماعی ایجاد کرد که ترامپ هنگام خروج از توافق هسته ای هرگز تصور نمی کرد به آن نیاز داشته باشد. نبرد از یک سو به شورای امنیت و از طرف دیگر به خاورمیانه منتقل شد.

از نظر بین المللی ایالات متحده با توجه به تحولات مربوط به ادامه توافق هسته ای علیرغم خروج این کشور، با اعمال مجدد تحریم ها علیه ایران تغییر موضع داد. آمریکا پس از ناکامی در تمدید تحریم تسلیحاتی ایران بیان کرد که براساس قطعنامه 2231 کماکان عضوی از برجام است و می تواند از مکانیزم ماشه برای بازگشت تحریمهای ایران استفاده کند که دو پیشنویس آمریکا در این باره و نیز صلاحیت واشنگتن برای فعالسازی مکانیزم ماشه از سوی شورای امنیت رد شد.

از نظر منطقه ای فشار نظامی و امنیتی بر ایران از اواسط سال 2019 افزایش یافته و با ترور فرمانده نیروی قدس به محدودیت های بی سابقه ای رسیده است. در همین راستا دولت ترامپ برای پیشبرد چشم انداز خود درباره مسئله فلسطین در چارچوب «معامله قرن» وقت نگذاشت و فشار بر ایران و جنبشهای مقاومت و تضعیف آنها را بخشی از این چشم انداز دانست. کاخ سفید از پنتاگون خواست تا فشارها بر تهران را برای تصویب معامله قرن افزایش دهد و قبل از اعلام آن کشورهای عربی را به اسرائیل نزدیک کند. اسرائیل، عربستان سعودی و بحرین در تلاش برای تحت فشار قرار دادن ایران در کنار واشنگتن ایستادند. اعلام عادی سازی امارات و اسرائیل نیز به عنوان هدیه ای به ترامپ تقدیم شد تا از آن در مبارزات انتخاباتی آن استفاده تبلیغاتی کند. این توافق بیش از آنکه به نفع امارات باشد، به در خدمت نتانیاهو و ترامپ است که اولی با بحران داخلی روبروست و دومی مشغول انتخابات است.

ایالات متحده می خواهد با صف آرایی منطقه ای ایران را مجبور کند تا سیاستهایش را مطابق با خواسته های ایالات متحده و آرزوهای انتخاباتی رئیس جمهور آن (که بر تغییر سیاست ایران برای سرمایه گذاری داخلی یا حداقل ترسیم تصویری از چنین تغییری تمرکز دارد) تغییر دهد. تصویری که توافق اسرائیل و امارات در آن منعقد شد، در خدمت هدف دوم است که در سفرهای وزیر خارجه ایالات متحده به منطقه و درخواست وی از بقیه کشورهای عربی برای تأسی به امارات متحده تاکید فزاینده ای بر آن شد. بنابراین دیدگاه استراتژیست های تهران دور از آن چیزی نبود که نخست وزیر اسرائیل نتانیاهو اظهار داشت که توافق با امارات بخشی از جبهه منطقه ای علیه ایران است.

 

تقابل در منطقه

تنش کنونی ایران و آمریکا طی چهار دهه روابط بحرانی میان دو کشور بی سابقه است. دولت ترامپ سیاستهای مرتبط با ایران خود را بر فرضی بنا نهاده که ایرانیان به طور مداوم آن را رد می کنند و آن فرض این است: هرچه فشار تحریم ها علیه تهران بیشتر باشد ، احتمال عقب نشینی ایران نیز بیشتر است. در مواجهه با واقعیتی که واشنگتن از مخالفت و مقاومت ایران انتظار نداشت، دولت آمریكا گامهای دردناك تری را برای تهران در منطقه برداشت. این مساله در ارتباط با نزدیک شدن به تاریخ انتخابات ایالات متحده و نیاز ترامپ به دستیابی به موفقیت در سیاست خارجی است. بنابراین کار به طور همزمان در سه سطح متمرکز است:

1-   اقدام مستقیم و ضربه زدن به اهداف ایرانی در منطقه: این کار با نقض روزافزون حریم هوایی ایران آغاز شد و تهران با سرنگونی یک هواپیمای جاسوسی آمریکایی به آن واکنش نشان داد. تهران تصور نمی کرد که کار به هدف قرار دادن ژنرال قاسم سلیمانی برسد. در مقابل تهران نیز در اقدامی بی سابقه با هدف قرار دادن پایگاه عین الاسد پاسخ آمریکا را داد.

2-   تشدید محاصره تحریم های اقتصاد ایران: تحریم های آمریکا به سطح بی سابقه ای رسیده است تا جایی که دیگر هیچ نهاد اقتصادی مهمی در ایران وجود ندارد که تحت تحریم های آمریکا نباشد و موضوع به سمت مجازات شخصیت های سیاسی و فرهنگی سوق داده شده که نشان دهنده پایان بانک اهداف اقتصادی است. واشنگتن همچنین بر تضعیف روابط اقتصادی و تجاری ایران با همسایگان خود مانند عراق، ترکیه، پاکستان و افغانستان تمرکز کرده است.

3-   ایجاد جبهه منطقه ای علیه ایران با مشارکت اسرائیل و کشورهای عربی: واشنگتن از طریق پروژه «معامله قرن» و انتقال سفارتش به بیت المقدس و به رسمیت شناختن الحاق جولان به اسرائیل از این کشور حمایت کرد. این مراحل با اعتراض کمی از طرف کشورهای عربی روبرو شد و حتی به دنبال آن عادی سازی روابط اسرائیل و امارات انجام شد و صحبت از عادی سازی سایر کشورهای عربی با اسرائیل در آینده به میان آمد. استراتژی اصلی (همانطور که در تهران خوانش می شود)، ایجاد جبهه اعراب و اسرائیل در برابر ایران و محور مقاومت است.

به طور کلی با اعلام توافق امارات و اسرائیل با پیش قدمی آمریکا، تهدید بین المللی و منطقه ای به هم پیوند خورد و انتشار اخبار توافق امارات و اسرائیل در زمینه ای قرار گرفت که ابوظبی را در صف دشمنی با تهران قرار داد. اظهارات ایران علیه این توافقنامه و امارات چیزی جز افشای آن خوانش و اعلام این مساله نیست که این گام از سوی ایران پذیرفتنی نبوده و تحمل نخواهد شد. به نظر می رسد این یک هشدار پنهان در مورد تأثیر منفی توافق بر آینده روابط ایران و امارات است.

 

عدم پذیرش خیانت

تهران روابط تجاری سطح بالایی با امارات دارد. به نظر می رسد تصور می شد اگر ابوظبی با عادی سازی روابط با بزرگترین دشمن جبهه مقاومت، وفاداری خود را به اردوگاه مخالف جبهه مقاومت نشان دهد، مانع از موضع گیری تهران در برابر امارات خواهد شد. یعنی «فشار حداکثری» در بنانهادن بخشی از محاسبات امارات نقش داشته است. ابوظبی بر این باور بود که یک ایرانِ فرسوده اقتصادی، در معرض تهدیدهای بی وقفه واشنگتن نمی تواند رویدادی مانند عادی سازی روابط امارات و اسرائیل را بطور جدی مورد توجه قرار دهد.

با این حال محاسبات اقتصادی علی رغم اهمیت و تأثیر آن، صرفا بعنوان عامل تعیین کننده ثانویه در روند سیاست خارجی ایران و تصمیمات استراتژیک این کشور به شمار می روند. به همین علت بیانیه هایی از سوی عالی ترین مقامات ایرانی علیه امارات به دلیل «خیانت» این کشور و افتادن در آغوش اسرائیل صادر شد. به عنوان مثال رهبر جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که امارات متحده عربی به جهان اسلام، جهان عرب، کشورهای منطقه و همچنین آرمان فلسطین خیانت کرده است. همچنین پیامهای متعددی از سوی حسن روحانی رئیس جمهور، فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح و دیگر مسئولان نظام در این باره صادر شد. اما هنوز این سوال باقی است که علت این خشم ایران و پاسخ های اینچنینی چیست. می توان پنج دلیل از چشم اندازهای مطرح شده در تهران پیرامون توافق استنباط کرد که مربوط به قضیه فلسطین و همچنین ایران و متحدانش است:

-        عدول از اصل «سرزمین در مقابل صلح»: امارات متحده عربی باب عادی سازی رایگان با اسرائیل را باز کرد و عادی سازی را با کوتاه آمدن از اصلی که از سال 1967 در موضع عربها درباره صلح حاکم بود (اصل سرزمین در مقابل صلح) ارائه کرد. بدترین نکته این است که این توافقنامه با کمک ایادی و اراده های غیرفلسطینی در انحلال قضیه فلسطین سهم دارد. این در حالی است که امارات متحده عربی مانند اردن و مصر یکی از حکومت های جبهه پیشرو نیست که در توافق نامه با اسرائیل از اصل ذکر شده کوتاه نیامدند.

-        توجیهی برای عادی سازی سایر کشورها: پس از توافق امارات صحبتهای زیادی درباره تاسی دیگر کشورهای عربی به اقدام امارات مطرح شد. اقدامی که می توان آن را پدرخوانده عادی سازی رایگان دانست که قبح حرکت به سوی عادی سازی با اسرائیل را شکسته و تاثیر آن بر دیگر کشورهای عربی را محدود می کند. در بیانیه صادر شده آمده است که امارات متحده عربی با اسرائیل و ایالات متحده همکاری خواهد کرد تا سایر کشورهای عربی و اسلامی را برای عادی سازی تشویق کند.

-        نفوذ امنیتی در امارات: نهادینه شدن حضور امنیتی اسرائیل در امارات جهشی در فعالیت اطلاعات اسرائیل در همسایگی ایران به وجود می آورد. جایی که صدها هزار نفر از شهروندان ایران در آن زندگی می کنند. نیازی به گفتن نیست که این حضور اطلاعاتی اسرائیل - همانگونه که در گزارش های قبلی اسرائیل ذکر شده -  پشتیبانی لجستیکی مهمی برای اقدامات آینده علیه ایران خواهد بود.

-        هدف قرار دادن توازن قدرت منطقه ای: در عرصه منطقه ای این توافقنامه بعنوان تلاشی برای تغییر توازن قوی تلقی می شود. نتانیاهو چشم اندازش از توافق با امارات را که همانا در زمینه دشمنی با ایران است، پنهان نکرد. بنابراین سخنان اماراتی ها مبنی بر اینکه این توافقنامه ایران و متحدانش را هدف قرار نمی دهد در تهران خریداری ندارد؛ چراکه بسیاری از استراتژیست های آن این توافق نامه را علیه ایران می دانند.

-        یک توافق نامه آمریکایی علیه ایران: این توافق نامه در قلب سیاست «رهبری از پشت» که از زمان رئیس جمهور اوباما توسط واشنگتن در خاورمیانه دنبال شده، در حال ارزیابی و زمان بندی است. این سیاست به واگذاری بخشهایی از اهداف و اولویتهای منطقه ای واشنگتن به متحدان و نمایندگانش اشاره دارد. به عنوان مثال: واگذاری بخشهای مهم سیاستش در سوریه به اسرائیل و دادن اختیار آزاد به عربستان در یمن. براساس این چشم انداز این توافق بخشی از سیاست ضد تهران واشنگتن است.

با این وجود علاوه بر این معایب، برخی در ایران معتقدند که توافق امارات و اسرائیل برای ایران و محور مقاومت منافعی دارد. چنین عقب نشینی در مقابل دشمن و همسویی با دشمنان محور مقاومت، واقعیت جبهه های منطقه ای را برای شهروندان عرب و مسلمان آشکار می سازد و اعتبار مقاومت را افزایش می دهد بدون اینکه چیزی از آن بکاهد. امارات هرگز با اسرائیل درگیر جنگ نبوده که بخواهد با آن صلح کند و این توافق را به هیچ وجه نمی توان بعنوان ضرر جبهه مقاومت در برابر امارات و پشتیبانی از این کشور دانست.

علیرغم وجود این چشم انداز در بحث ها، صدای اعتراض به «خیانت» به دلایل ذکر شده در بالا، بر صدای عمل گرایی برتری یافت. در سالهای اخیر دشمنی امارات با ایران و متحدانش افزایش یافته و هرچه تهران گذشت می کند، ابوظبی رویکرد تهاجمی خود را با شدت بیشتری دنبال می کند. سوالی که باقی می ماند این است که روندی که تهران در قبال این واقعیت جدید درپیش خواهد گرفت چگونه خواهد بود و آیا رفتار خود را نسبت به ابوظبی - همانگونه که برخی مقامات ایرانی از جمله رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران اشاره کرده اند - تغییر خواهد داد.

 

مقابله با دشمنی و طرح ریزی های آن

در زمانی که راه امارات به سوی اسرائیل بسته بود، این کشور با عبور از روابط نیمه پایدار با تهران، در یک جبهه منطقه ای در برابر جبهه دیگر صف آرایی کرد؛ یعنی در برابر مقاومت و در کنار دشمن اول آن یعنی اسرائیل ایستاد. با توجه به فشار زیاد ناشی از اظهارات مقامات ایرانی و پیشرفت حاصل شده، عده ای از تأثیر این رویداد بر روابط تجاری و اقتصادی بین ایران و امارات ابراز نگرانی کردند. رئیس اتاق بازرگانی ایران و امارات در تهران پس از شایعه قطع روابط تجاری با امارات متحده عربی نسبت به تأثیر این جو متشنج بر این روابط هشدار داد. سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران نشان داد که محاسبات اقتصادی نمی تواند بر استراتژی والای آمیخته با محور مقاومت که دارای مشخصه مبارزه طلبی با ایالات متحده و اسرائیل است، غلبه کند. بنابراین طرح ریزی های توافقنامه در مورد سیاست ایران در قبال امارات متحده عربی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: 

-        مهاجرت پول و تجارت: با كاهش اعتماد به امارات در نتیجه ارتباط سیاسی و امنیتی این كشور با اسرائیل، اعتماد اقتصادی و تجاری به آن كاهش می یابد و فعالیت اقتصادی با امارات متحده عربی دستمایه نفوذها و اقدامات اسرائیل در آینده خواهد بود. بنابراین به احتمال زیاد مهاجرت فعالیت اقتصادی و سرمایه های ایرانی از امارات به سایر کشورهای منطقه آغاز می شود و از وضعیت جدید برای سرمایه گذاری در توسعه بندر چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران - که احتمالاً با مشارکت چین به بندر گواتر در جنوب پاکستان مرتبط می شود – استفاده خواهد شد.

-        کاهش متغیر اقتصادی: به موازات مهاجرت فعالیت اقتصادی و سرمایه ایرانی از امارات، نقش متغیر اقتصادی در روابط دو جانبه - که علی رغم تقابل های منطقه ای قبلی، محور اصلی ادامه روابط است - کاهش خواهد یافت. از آنجا که نزدیک شدن به اسرائیل براساس خوانش ایرانی تحولی است که نمی تواند با دشمنی گذشته مطابقت داشته باشد، اظهارات تند مقدم بر تلاش برای کاهش نقش متغیر اقتصادی در روابط دو جانبه است.

-        ورود به مرحله احتیاط و هوشیاری: حضور اطلاعاتی اسرائیل در امارات روابط دو طرفه نیمه باز را وارد مرحله احتیاط و هوشیاری می کند. ایران نمی تواند از حضور نهادینه شده موساد در همسایگی خود و در نزدیکی جامعه بزرگ ایرانیان در امارات چشم پوشی کند. ابوظبی نیز نمی تواند تضمین کند که سرزمین های امارات توسط اطلاعات اسرائیل مورد استفاده قرار نمی گیرد. این توطئه ای است که اسرائیلی ها سعی ندارند آن را پنهان کنند.

-        افزایش فشار دو متغیر نظامی و امنیتی: در نتیجه نکات قبلی از طریق بهبود سطح نظارت دستگاه های مرتبط با ایران بر آبهای منطقه ای و بین المللی و پیگیری تحولات برخاسته از امارات، تمرکز فزاینده ای بر پیامدهای امنیتی و نظامی توافقنامه صورت خواهد گرفت. تهدید به مرزهای ایران نزدیک شده و برای جلوگیری از آن و جلوگیری از پیامدهای امنیتی که به دنبال دارد، باید با جدیت با آن برخورد شود.

-        کاهش سطح روابط: سرلشکر باقری با بیان دیدگاه غالب در تهران گفت: رفتار ایران با امارات در مرحله بعدی متفاوت خواهد بود. به این معنی که آنچه تهران بعنوان «خیانت» می دید بدون تغییر در واقعیت شناخته شده، نخواهد گذشت. برخی دیگر از این فراتر رفتند و اظهار داشتند که امارات متحده عربی باید مجازات شود و با فشار بر این کشور، مانع از عادی سازی شد تا با این کار جلوی عادی سازی دیگر کشورها نیز گرفته شود. 

به طور کلی اگرچه خوانش ها متفاوت است، اما مسلم است که تهران آنگونه که پس از اعلام توافق با ابوظبی رفتار کرد، در آینده رفتار نخواهد کرد. این متغیری است که می تواند بسیاری از محاسبات قبلی را تغییر داده و چارچوب هایی را برای یک مرحله جدید با ویژگی های متفاوت مشخص کند. همچنین در نظر گرفتن تهیه باحوصله استراتژی ایران و تغییر آن نیز مهم است. بنابراین نمی توان انتظار داشت که در کوتاه مدت رویداد مهمی رخ دهد؛ اتفاقی که شاید ابوظبی به آن دل خوش کرده است. با این حال محاسبات استراتژیک بر دراز مدت متمرکز است و امارات به عنوان دشمن یا سرزمینی که از آن برای انجام اقدامات خصمانه علیه ایران استفاده می شود، وارد این محاسبات شده است.

 

خلاصه

روابط ایران و امارات وارد مرحله جدیدی می شود که با متغیرهای جدیدی که به متغیرهای گذشته اضافه شده و بر آن تأثیر می گذارد، اندازه گیری می شود. بنابراین احتمال دارد به تدریج تمام سطوح روابط ایران با امارات متحده عربی از سیاسی تا اقتصادی و تجاری تحت تأثیر قرار گیرد. گزینه های استراتژیک امارات این کشور را از گسترده ترین دروازه هایش (یعنی دروازه اسرائیل) وارد صف دشمنی با ایران کرده است. اگرچه امارات اعلام کرد که این توافق نامه ایران را هدف قرار نخواهد داد، اما اتحاد با مهمترین دشمن ایران در منطقه به خودی خود یک دشمنی است. تناقض یا در خوانش یا در چیزی است که رهبران ابوظبی پنهانش می کنند. اگرچه مراد از این توافقنامه ارتقا امنیت امارات متحده عربی است، اما ابوظبی با ورود به یک درگیری منطقه ای علیه مهمترین همسایه خود، آینده خود را در رأس مقابله ای قرار می دهد که جزئیات آن مشخص نخواهد بود و برنامه های آن با مشاوره یا آگاهی امارات تهیه نخواهد شد.

 

منبع: التطبيع الإماراتي-الإسرائيلي في سياق أوسع: الرؤية والردود الإيرانية المحتملة

 

مشارکت
این مقاله مفید بود؟ رای‌ها: 0
جزئیات مقاله
آخرین به روز‌رسانی در: 13:20 1400/04/09
آخرین به روزرسانی توسط: (Esmaeli)
تاریخ انتشار: 13:20 1400/04/09
مقاله را به اشتراک بگذارید: 
نویسنده: Esmaeli
مقالات پیشنهادی