عواقب نادیده گرفتن اعتراض به عنوان یک واقعیت اجتماعی (نشست)

ارائه سید آرش وکیلیان - دانشجوی مقطع دکتری رشته سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام

مطلب زیر گزارشی است از ارائه سید آرش وکیلیان دانشجوی مقطع دکتری رشته سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام در «نشست اصحاب علوم انسانی هنر و رسانه درباره افزایش قیمت بنزین و اعتراضات پس از آن» که در روز دوشنبه 4 آذر 1398 در باشگاه هنر و اندیشه حوزه هنری تهران برگزار شد.

ایده اصلی سید آرش وکیلیان در این ارائه این بود که امر اجتماعی در کشور ما ایران فاقد متولی و مسئول است و همین مساله فارغ از چالش ها و مشکلات فراوانی که در درازمدت پیش پای نظام جمهوری اسلامی و مردم جامعه قرار می دهد، مانع از ارائه راه حل های مناسب و چاره ساز برای حل مشکلات اجتماعی می شود.

او در ابتدا با اشاره گذرایی به شرایط حکمرانی حکومت پهلوی در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به بیان مقایسه ای کوتاه میان آن دوره و شرایط کنونی در حکومت جمهوری اسلامی ایران پرداخت. وکیلیان گفت که رژیم پهلوی در حد فاصل سال های 1354 - 1355 در مواجهه با جریان های مخالف خود، از جمله جریانهای اسلامی و چریک و ... توانست ضربات مهلکی به آن ها وارد سازد و کارنامه موفقی را در سرکوب و ساکت کردن این گروه ها از خود برجای بگذارد. اما نتوانست به لحاظ کارکرد حکمرانی و فهم واقعیت اجتماعی موفق عمل کند و در واقع این امر در بدترین وضعیت خودش صورت پذیرفت. او همچنین با اشاره به ماجرای انقلاب سفید و اجرای ناقص در آن دوره بیان کرد که این مساله نیز منجر به شکل گیری توده های شهری از افراد جامعه شد که هیچ ارتباط و حس تعلقی با رژیم نداشتند و می توانستند خیلی زود یکدیگر را پیدا کرده و با هم متحد شوند.

وکیلیان با ذکر این پیشینه بیان داشت که در وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران ما نیز با شرایط مشابهی مواجه هستیم. از سویی حکومت موفق شده در فرصت کوتاهی با اقتدار کامل جریانات داخلی مخالف و معترضین را سر جایشان نشانده و سرکوب کند، اما نتوانسته واقعیت اجتماعی را به خوبی درک کند. از سوی دیگر ما در جامعه ایران با توده هایی از مردم مواجهیم که به دلایل مختلف از جمله مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از اتخاذ سیاست های غلط یا ناقص اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، مدیریت شهری و ... به ناچار به اطراف شهرها رانده شده و مساله حاشیه نشینی را پدیده آورده اند. توده هایی از مردم که هیچ حس تعلق و ارتباطی با نظام حاکم و حکومت در خود احساس نمی کنند. (آنچه در اعتراضات بنزینی آبان ماه نیز شاهدش بودیم نشان از همین وضعیت داشت. حجم اعتراضات و خشونت ها در مناطق حاشیه ای شهر تهران از جمله اسلامشهر، شهریار، بومهن و ... که اغلب ساکنان آن را همین توده های به حاشیه رانده شده از مردم تشکیل می دهند، قابل مقایسه با مناطق داخل شهر نبود.)

وکیلیان در ادامه با اشاره به مطالبی از کتاب توسعه و تضاد فرامرز رفیع پور که به تحلیل انقلاب اسلامی و مسائل جامعه ایران می پردازد، گفت که ما در کشورمان، در اثر شیوه حکمرانی که داشته و داریم، افراد طبقات مختلف جامعه را مورد تعرض اجتماعی قرار داده ایم. این تعرض صرفا متوجه طبقات پایین نبوده بلکه طبقات بالا و مرفه جامعه را نیز تحت تاثیر مخرب خود قرار داده است و این دلیلی می شود بر شکل گیری تجمعات اعتراضی که تعداد آن هم کم نیست و همه روزه در گوشه و کنار کشور شاهد آن هستیم.

وی در بخش دیگری از ارائه خود ابراز داشت که در کشور ما مشکلات اجتماعی نیاز به درمان های ریشه ای و کارشناسی دارند. اما مسئولان فرهنگی ما بدون شناخت درست از اصل مشکل و نیز راه حل های آن، صرفا به تسکین موقت درد می پردازند و از ارائه راه حل های درمان عمیق و مبنایی عاجزند. درست مانند پزشکی که به جای درمان ریشه ای یک عفونت در بدن، صرفا به صورت موقت مانع از خونریزی سطحی آن می شود. غافل از اینکه عفونت ناشی از آن جراحت در بدن منتشر شده و تمامی آن را دچار مشکل و آسیب می کند. (چنین شرایطی باز هم در اعتراضات اخیر قابل مشاهده بود. مسئولان بدون تن دادن به حل ریشه ای مساله به پرداخت یارانه بنزین و حمایت نقدی معیشتی روی آوردند تا بلکه تسکینی باشد بر درد مردم. غافل از اینکه ارائه چنین نسخه های موقتی ممکن است تا مدتی صدای اعتراضات را بخواباند، اما مسائل اجتماعی را تعمیق خواهد بخشید)

وکیلیان در ادامه با اشاره به اینکه ما در ایران دستگاه مسئول و متولی امر اجتماعی که ببیند مساله اجتماعی چیست و آن را بشناسد نداریم، بیان نمود که مطالعه و بررسی امور و مسائل اجتماعی در ایران صرفا به یک سری پژوهش های اجتماعی توسط اصحاب علوم اجتماعی تقلیل یافته که با این مسائل کاسبی می کنند و یک سری گزارش ها را تهیه کرده و به دستگاه های مربوط ارائه می دهند. حکومت هم با ادبیات امنیتی - سیاسی با آن مسائل برخورد می کند و این موجب می شود مساله اجتماعی ما ناتمام بماند و بررسی نشود.

در چنین شرایطی ما در بلندمدت مسئولانی خواهیم داشت که توسط سرمایه داران تامین شده و در جهت منافع آنان کوشیده و به نفع ایشان سیاستگذاری و حکمرانی خواهند نمود. از سوی دیگر با جمعیتی گسسته و کَنده شده از مردم مواجهیم که در هیچ طبقه و دسته بندی اجتماعی جای نمی گیرند و از جامعه رانده شده اند و چون فاقد رهبری هستند، هر کسی می تواند در موقعیت های مختلف به عنوان جنبش های اجتماعی فاشیستی ایشان را به عنوان پیاده نظام و در جهت منافع خود بسیج و متحد سازد (نظیر آنچه در ماجرای اعتراضات بنزینی رخ داد). وکیلیان در نهایت با اشاره دوباره بر اهمیت واقعیت اجتماعی تاکید نمود که اگر امر اجتماعی را نادیده بگیریم عواقب پسینی آن در 20-30 سال آینده حکومت و جامعه ایران را با چالش های فراوانی مواجه خواهد ساخت.

منابع

گزارش نهمین گردهمایی اصحاب علوم انسانی، اجتماعی، هنر و رسانه +صوت افزایش قیمت بنزین و اعتراضات پس از آن - آذر ۱۰، ۱۳۹۸

مشارکت
این مقاله مفید بود؟ رای‌ها: 1
جزئیات مقاله
آخرین به روز‌رسانی در: 11:17 1398/09/25
آخرین به روزرسانی توسط: (MohammadReza)
تاریخ انتشار: 18:00 1398/09/05
مقاله را به اشتراک بگذارید: 
نویسنده: MohammadReza
مقالات پیشنهادی