دینامیک داخلی و ارزیابی اقتصادی ایران

جمعی از نویسندگان

چاتم هاوس

 10 July 2020

مقدمه

این یادداشت به جمع بندی جلسه و بحث های صورت گرفته در یک ورکشاپ مجازی در باب سیاست های داخلی ایران و چالش های اقتصادی که پس از همه گیری کوید-19 با آن دست به گریبان است می پردازد. این جلسه توسط دفتر خاور میانه و شمال آفریقای چتم هاوس و با همکاری دفتر خاور نزدیک و جنوب آسیای این موسسه برگزار شده بود. این خلاصه بحث ها بر اساس نظرات تحلیلگران و متخصصانی که در این جلسه شرکت کردند و ارائه های اصلی را بر عهده داشتند گردآوری شده است. 

دینامیک داخلی

حکومت ایران به دلایل متعدد تحت فشار شدیدی قرار دارد که ریشه در کارزار فشار حداکثری واشنگتن بر روی ایران است که شامل تحریم ها، کاهش قیمت نفت، و به قتل رساندن ژنرال سلیمانی می باشد. به این لیست باید فشار های ناشی از سرنگون کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی پرواز PS752 توسط ایران را نیز اضافه کرد. در تلاشی برای کاهش این فشار ها و برگزاری انتخابات مجلس سال 2020، تهران اعلام شیوع و گسترش کوید-19 را به تاخیر انداخت که تبدیل به موضوع انتقادات جدی داخلی و خارجی شد. پس از آن دولت روحانی دست به پیاده کردن یک استراتژی برای مدیریت این پندمی در ایران زد که بر پایه کنترل انتقال ویروس در عین در جریان نگاه داشتن اقتصاد بود. در نتیجه شمار مبتلایان به کرونا سیر سعودی به خود گرفت که قرنطینه مقطعی 9 استان ایران را به همراه داشت. 

این تنش را می توان در گسترش تدریجی رویارویی های جناحی که در حال شیفت از میان نخبگان سیاسی به سطح اجتماع جایی که مردم عادی به تدریج در حال کنارگیری از روند های سیاسی هستند، مشاهده کرد. سطح رو به تنزل سرمایه اجتماعی و اعتماد به حاکمیت و توان دیوانی دولت در سطح رو به افزایش خشم در رسانه های اجتماعی، تظاهرات عمومی و بی تفاوتی سیاسی قابل مشاهده است. شرکت کنندگان در این جلسه خاطرنشان کردند که این داینامیک به تغییرات سیاسی و اجتماعی ای منجر خواهد شد که در طی زمان، فرایند های سیاسی از بالا به پایین و از پایین به بالا در ایران را تغییر خواهد داد. 

در سطح سیاسی، روندهای جناحی در حال دور شدن از برچسب های سنتی و گروه بندی های محافظه کاران، عملگرایان و اصلاح طلبان است که تا پیش از این برای دسته بندی گروه های سیاسی در ایران بکار می رفت. در میان مشارکت کنندگان اتفاق نظر گسترده ای وجود داشت که این امر بدان دلیل است که این گروه ها بیش از پیش شکسته و تجزیه شده اند و دیگر قادر نیستند کمپ های سیاسی متحد را تشکیل دهند. گروه های محافظه کار که به نو محافظه کاران، اصولگرایان، و محافظه کاران سنتی تقسیم شده اند، دیگر ایدئولوژی و مباحث سیاسی مشترکی ندارند که این موضوع  ادامه بروز و ظهور خود را در مباحث سیاسی مورد پیگیری مجلس جدید به نمایش خواهد گذاشت. باید دید گروه های محافظه کار چگونه برای برتری جویی در انتخابات ریاست جمهوری 2021 رقابت خواهند کرد. مشارکت کنندگان به اهمیت جانمایی دیدگاه های مختلف در کمپ های انتخاباتی محافظه کار به منظور درک تفاوت های سیاسی و استراتژی های داخلی و منطقه ای آینده آنها تاکید داشتند. 

اصلاح طلبان نیز در مباحث خود شاخه شاخه شده اند. توانایی آنها برای تاثیرگذاری سیاسی و چشم انداز آینده سیاسی آنها در حاله ای از ابهام قرار دارد. بر اساس شواهد بدست آمده از نتایج انتخابات پارلمانی 2020 و مشارکت پایین 42 درصدی رای دهندگان، که منجر به پیروزی قاطع محافظه کاران شد، پروژه اصلاحات به شکست ختم شد. شماری از نمایندگان برجسته اصلاحات که برای شرکت در انتخابات تایید صلاحیت شدند قادر نبودند در انتخابات صندلی های خود را حفظ کنند چرا که رای کافی کسب نکردند. مشخص نیست که درصورت امکان اصلاح طلبان چگونه بتوانند اعتباری برای خود جهت ادامه فعالیت سیاسی بدست آورند. مشارکت کنندگان یادآور شدند که نزول اصلاحات، که پس از دوره رئیس جمهور خاتمی روندی رو به نزول داشته است، نباید به سیاست های آمریکا در قبال ایران منصوب شود، بلکه بار آن بر گرده ی خود اصلاح طلبان است که در اجرای قول های سیاسی و اقتصادی شان در دولت شکست خوردند. در حقیقت در دولت تحت تصدی آنان، کشور شاهد کاهش رشد اقتصادی بود، جامعه مدنی سرکوب، و تنش بین المللی تشدید شد. امروز چهره ی اصلاحات یک بحران موجودیتی است. مشارکت کنندگان توصیه کردند که این گروه از سیاسیون یا باید استراتژی خود و اهداف خود از اصلاحات را را تعدیل کنند تا به عنوان یک بازیگر سیاسی درون سیستم سیاسی ایران بتوانند ایفای نقش کنند یا آنکه به کلی پلتفرم سیاسی خود را، که تغییر را از درون حمایت می کند، تغییر دهند و رویکرد ستیزه جویانه تری را در پیش گیرند، رویکردی که احتمالا باید در خارج فرایند های سیاسی پیگیری شود.

تغییر نسلی محرک اصلی این گسست ها و تغییرات سیاسی ست. تغییرات جمعیتی نسل جدیدی از ایرانی ها را به میدان سیاست و اجتماع آورده که پس از جنگ ایران و عراق (1980–88) به دنیا آمده اند. این نسل جوان رابطه ی ضعیفی با دولت دارد، و فاقد هر گونه رابطه ای با انقلاب اسلامی و ایدئولوژی آن است، و برای آنان هیچ جنبش سیاسی وجود ندارد که محرومیت و نا امیدی خود را در مسیر آن دادجویی کنند. همچنین دو سوم از ایرانیان همه عمر خود را در دوران تحریم گذرانده اند. در سطح عامه پسند، این گروه از طریق پلتفرم رسانه های اجتماعی با دیگران ارتباط دارد، جایی که در آن گلایه های خود را عرضه می دارند، نرم های اجتماعی را به چالش می کشند و به طور متناوب پا روی دم حکومت می گذارند. در دسامبر 2017 – ژانویه ی 2018 و نوامبر 2019 اعتراضات ظهور این گروه از جوانان را به رخ کشید. 

مشارکت کنندگان در جلسه افزودند که، این نسل جوان تر علاوه بر این در فرایند های سیاسی نیز دخیل است، آنچنان که شاهد پیوستن چهره های جدیدی به نخبگان سیاسی هستیم. دو سوم از نمایندگان دور جدید مجلس ایران را نمایندگانی که برای اولین بار به مجلس ورود می کنند تشکیل داده اند. این گروه از محافظه کاران جوان در حال ترویج سطح جدیدی از محافظه کاری هستند که کمتر ایدئولوژیک و بیشتر فن سالارانه است. این مساله پژواکی از روزگار فشار اقتصادی و کاهش سطح استاندارد های زندگی است، همچنین گفتمان عوامگرایانه نیز در این ایام در رونق است. رئیس جمهور سابق محمود احمدی نژاد، سعی دارد خود را همگام نشان داده و این گروه از محافظه کاران را نمایندگی کند، وی سعی دارد این نا امیدی ها از وضع موجود را از طریق مداخلات عوام گرایانه صید کند. 

 

ارزیابی اقتصادی

در برابر زمینه ای رنگ شده با تحریم ها و کاهش قیمت نفت، بحران کرونا به قلیدن آمده و اقتصاد ایران را بیشتر به گوشه رینگ رانده است؛ نرخ تورم به 34 درصد و بیکاری به 16 درصد رسیده است. صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده است که اقتصاد ایران رشد منفی 6 درصدی را در سال 2020 تجربه خواهد کرد، که منجر به کسری بودجه شدیدتری خواهد شد. به رغم این چهره ی تیره و تار، تا حال حاضر، ایران قادر بوده استراتژی های زنده مانی ای را در برابر تحریم ها اتخاذ کند که آن را قادر سازد در برابر فشار اقتصادی آمریکا دوام آورد. رویکرد اصلی در این مسیر تشویق به رشد در بخش تولید و خدمات است، که در حالی که تحریم ها گلوی بخش نفتی را فشرده است توانسته است رشدی را تجربه کند. مشارکت کنندگان همچنین اذعان داشتند که تحریم ها به طور نا خواسته ای متنوع سازی اقتصاد ایران را تسهیل کرده اند. ایران به دنبال بازگرداندن ذخایر ارزی خارجی خود بوده است، از صندوق بین المللی پول درخواست کمک کرده، که بعید است تحقق یابد، و 50 میلیارد دلار از هزینه های نظامی اش کاسته است. بنیاد های خیره ی ایران، در حال بر عهده گرفتن نقش بزرگتری در کمک به نیازمندان با ارائه کمک مالی و وام های معیشتی هستند. علاوه بر چند برابر شدن فشار های اقتصادی و سیاسی که بسیاری بر این گمان بودند که می تواند منتج به فروپاشی سیاسی یا اقتصادی شود، مشارکت کنندگان بر ین عقیده بودند که دولت ایران از نظر اقتصادی اعتماد به نفس بیشتری دارد. 

در میان ابزار های دیگری که برای کنترل فشار اقتصادی و کاهش کسری بودجه استفاده می شود، تهران به دنبال جذب نقدینگی موجود در میان مردم از طریق خصوصی سازی بنگاه ها و اموال دولتی از طریق بورس تهران، و نیز از طریق انتشار اوراق قرضه دولتی داخلی است. در اپریل 2020، حکومت ایران اعلام کرد که سهام عدالت که در دولت احمدی نژاد تخصیص یافته بود، قابل داد و ستد می باشد. این حرکت باعث شد تا افراد بیشتری بتوانند در بازار بورس فعالیت داشته باشند. از زمان شیوع کوید-19، بازار طلا و تبادل ارز های خارجی ایران بسته بوده، در حالی که بازار املاک و مستغلات متحمل خسارات زیادی شده است، که این امر فرصت های سرمایه گذاری جذاب اندکی را باقی می گذارد. در این شرایط، دولت به دنبال ارائه تخفیف برای سهام کمپانی های دولتی ست، برای مثال، سهام بانک های بزرگ و شرکت های بیمه برای سرمایه گذاران با 30 درصد تخفیف روی میز داد و ستد قرار گرفت. بزرگترین عملکرد در این روند خصوصی سازی در 15 آپریل رخ داد، زمانی که شرکت تامین اجتماعی، بزرگترین صندوق بازنشستگی کشور برای کارکنان بخش عمومی، که با نام شستا نیز شناخته می شود، 10 درصد از سهامش برا برای فروش راهی بورس تهران کرد. 

مشارکت کنندگان خاطر نشان کردند که، دعوت کردن از عموم مردم برای مشارکت در این بازار دولت را قادر می سازد منابع عمومی را زمانی که از نظر مالی در مضیقه است جذب کند، در حالی که از جو سرمایه گذاری محدود سود می جوید. با بیشتر در هم تنیده شدن سرمایه های عمومی و دولتی، این می تواند فرصتی سیاسی برای دولت باشد تا مشروعیت از دست رفته خود را بازسازی کند. در 9 جون، رئیس جمهور روحانی رشد بیشتر بازار سرمایه را به رغم ادامه فشار آمریکا خوش یمن شمرد، و مشارکت بیشتر مردم را خواستار شد. 

مشارکت کنندگان در جلسه بیان داشتند که این استراتژی همچنین ریسک هایی را به همراه دارد. آنطور که توسط یکی از تحلیل گران گمانه زنی شد، "عمده سرمایه گذاران نه از ریسک های بازار سرمایه و نه از سطح بدهی شرکت ها آگاهی ندارند. بلکه آنها به دنبال فرصت های سرمایه گذاری هستند تا در برابر امواج فشار اقتصادی و عدم قطعیت دوام آورند." در میان تحریم های اقتصادی جاری، تنش ها با آمریکا، و الگوی تکرار اعتراضات مردمی، نوسانات چشم گیر بازار می تواند دورهای بعدی ناآرامی ها را شعله ور کند. 

افزایش تجارت منطقه ای نیز می تواند برای کمک به دولت جهت دسترسی به نقدینگی حائز اهمیت باشد. ایران توانسته شراکت های استراتژیکی را با ترکیه، عراق، روسیه، چین و ونزوئلا ترتیب دهد تا تحریم ها را دور بزند. پایداری این روابط به دستگاه سیاسی ایران حسی از اعتماد به نفس بخشیده و ادغام اقتصادی منطقه ای بیشتری را در پی داشته است. در سال 2019 عراق مهمترین بازار غیر نفتی صادراتی ایران بود. ارزش سالانه تجارت میان دو کشور به 10 تا 12 میلیارد دلار می رسید در حالی که بانک Iran–Iraq تبدیل به پلی برای مبادلات مالی شده بود. بخش خصوصی نیز تبدیل به بازیگر سودمندی در تسهیل تجارت منطقه ای شده است. اتفاق نظر گسترده ای میان مشارکت کنندگان وجود داشت که این الگو ها به احتمال زیاد رشد خواهند داشت و در منطقه قفقاز نیز ریشه خواهند دواند. 

 

تحولات آینده :

تنش ها با آمریکا و پتانسیل گفت و گو افق سیاسی ایران را شکل خواهد داد. بخشی مشارکت کنندگان بر این نظر هستند که ایران تا زمان مشخص شدن نتایج انتخابات آمریکا صبر خواهد کرد تا پس از آن استراتژی مذاکره خود را اتخاذ کند. انتخابات 2021 ایران نیز متغییری حیاتی و غیر قابل پیشبینی باقی خواهد ماند که می تواند نتایج مذاکرات را دست خوش تحول کند. در ماه های در پیش رو، انتظار می رود که مهره های سرشناس سیاسی ایران به آرامی آگاهی ای را پیرامون گام های بعدی ترسیم کنند. پیروزی محافظه کاران در انتخابات ریاست جمهوری ایران نتیجه ای ست که توسط بسیاری پیشبینی شده است، نخبگان سیاسی یکدست تری هرگونه مذاکره احتمالی را هدایت خواهند کرد. 

 در عین حال، مشارکت کنندگان همچنین هشدار دادند که انتخابات ریاست جمهوری ایران برای پیشگویی کردن عرصه ی بدنامی ست و به ناظران یادآور می سازد که آنها تمایل به وقایع قوی سیاه دارند. در واقع، به مدت دو دهه نتایج هیچ انتخابات ریاست جمهوری ای روشن و واضح نبوده است. حتی رئیس جمهور روحانی انتظار نمی رفت در انتخابات سال 2013 پیروز میدان باشد و تنها زمانی توانست برنده از گود خارج شود که حامیان هاشمی رفسنجانی با وی متحد شدند. 

 

 

منبع:

Iran Workshop Series: Domestic Dynamics and Economic Assessment

مشارکت
این مقاله مفید بود؟ رای‌ها: 0
جزئیات مقاله
آخرین به روز‌رسانی در: 16:19 1400/04/06
آخرین به روزرسانی توسط: (Esmaeli)
تاریخ انتشار: 16:19 1400/04/06
مقاله را به اشتراک بگذارید: 
نویسنده: Esmaeli
مقالات پیشنهادی